parande mordanist parvaz ra b khater besepar

چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای
آنجا که تو ایستاده ای
صدای مرا هم نمی شنوی
.
.
چه برسد به دلتنگی.. .

کاش هفت ساله بودم
روی نیمکت چوبی می نشستم
باصدای تو دیکته می نوشتم
تو می گفتی بنویس دلتنگی
من آن را اشتباه می نگاشتم
اخمی بر چهره می نشاندی و من
به جبران
دلتنگی را هزار بار می نوشتم!

یک دقیقه سکوت به خاطر کسانی که زیر قولهایشان میزنند
یک دقیقه سکوت به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشت له شد
یک دقیقه سکوت به خاطر شب هایی که با اندوه سپری شدند
یک دقیقه سکوت به احترام تمام شب هایی هایی که احساس وحشت کردم
یک دقیقه سکوت برای بالشی که تنها همدم غصه ها بود
یک دقیقه سکوت به خاطر چشمانی که همیشه بارانی ماندند
یک دقیقه سکوت به خاطر کسی که از پشت پنجره ی غبار گرفته باران را نظاره می کند
یک دقیقه سکوت به احترام دوستانی که هر گاه به آن ها احتیاج داشتم بهترینشان تنهایی بود.
یک دقیقه سکوت به احترام قلب هایی که از سنگ اند
یک دقیقه سکوت برای دل گرفته ام
و یک دقیقه سکوت به احترام تمام سکوت هایم
چه زيباست در اوج تنهايی دست انسانی را گرفتن به بهانه اينکه نگذارم تنها بماند .
چه زيباست در اوج نااميدی انسانی را همراهی کردن به بهانه اميدوار کردنش و چه نامردمانه
است انسانی را دنبال خود کشيدن ، عاشق کردنش و در اوج تنهایيش رها کردن و گفتن اينکه
ديگر تو را نمی خواهم .
من هنوز روز ها را می شمارم و تو پیدا نمی شوی!!!
یا من بازی را بلد نیستم یا تو جر زده ای...

پشت پرچین هر چه دلتنگی گفتم:
آسمانم باش...
آرامم باش...
نگاهی به دل وامانده از تو ام کردی
و دلتنگ نوشتی:
طوفان در راه است

دلم گرفته از چشات
تا کی بشینم منتظر
من از چشای خیس تو
رنگ غروب و میخونم
اینو بدون تا آخرش
منتظرت میمونم...
لااقل هر 39 روز یکبار احوالی از دوست خود بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید
(بردیا)


دلــــ
منـــــ هـــــواتـــــو کردهـــــ ،
آخـــــ !
کجـــــاییـــــ ...
نازنیـــــنمـــــ
!!!
بارفتن ان پاییزان
ننه سرمابه خودمیگوید
امشب شب یلدای من است
گل یخ میرقصید
که زمستان سپید
به امید
ستارگان بی پلک
چه خرامان امد
تابرسربشود
دانه دانه برف
برتاج ان سروبلند
گل یاس خیس شده ازباران
درشادی امدن یلدای بلند
به خودمیلرزید
به زمین می افتاد....
![]()
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم...
هر کس هم که می آید مسافر است می شکند .....
هم نمازش را، هم دلم را ...
و می رود.
خدایا...
کسی را که قسمت کس دیگریست...
سرراهمان قرارنده...
تاشبهای دلتنگیش برای ما باشد
وروزهای خوشش برای دیگری!!!
مسـ ـیر خـانـه ات را ؛
از حـافـ ـظه ی کفـ ـشهایـم پـاک کــرده ام
غمـ ـگین مـباش.

کارهرشب این دوچشم بینوایم
خدایاهرشب صدایت میکنم
باصدای بلند...صدایی که فقط تومیشنوی
تنهایم نگذار
اکنون که محتاجم....

هی فلانی میدانی؟ میگویند رسم زندگی چنین است...
می آیند .....می مانند.....عادت میدهند......و میروند
وتو در خود می مانی وتو تنها می مانی
راستی نگفته بودی که رسم تو نیز چنین است؟......
مثل همه ی فلانی ها ؟؟؟

پایان حکایتم شنیدنیست:
من عاشق او بودم و او عاشق او...

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند.
یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده میشود
یلدا در افسانهها و اسطورههای ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر میشود.
بله دوستان ، شب یلدا همه دور هم در طولانی ترین شب سال سرگرم خوردن آجیل
و میوه و گرم گفتگوی های خودمون هستیم ، و دوست داریم که این شب تموم نشه !
آیا تا به حال فکر کردید کسانی هستن که توی این سرما بدون خونه و سرپناه با شکم گرسنه
از خدا میخواد این شب سرد هرچه زودتر تموم بشه . . . ؟
اینجا زمین است ساعت به وقت انسانیت خواب است!
عجب موجود سخت جانیست دل،
بارها تنگ میشود ،
میشکند ،
میسوزد ،
میمیرد...
ولی باز هم میتپد!!!